دلم میخواد

دلم میخواد بهش پیام بدم و بگم که:
 اگه کسی دوست نداشت، کسی نبود که به حرفات گوش بده یا تو تنهاییات، تو غروبای پاییز، بیاد بات قدم بزنه تو خیابونای سرد، اگه کسی نبود که بهت اهمیت بده و با هر حال بدت قلبش فشرده شه، من هستم.
من‌میتونم تا بی‌نهایت بهت اهمیت بدم و هروقت روحت خسته بود، غمزده بود، قسمتی از روح خودم رو برای خوب بودن تو، بهش پیوند بزنم. 
من میتونم از دوست داشتنت سیر نشم. 

رمان شادان ......

این روزا دارم رمان بازنده رو می خونم وقتی خودمو جای اون دختره داستان میزارم توی دلم بهش میگم  آخه دختر خوب کدوم مردی هست که بعد چند سال برگرده و تو این چند سال که رفته دلش نیومده به غیر تو با هیچ کس دیگه ای باشه  و باز عین سابق دوست داشته باشه و قلبش  برات بتپه و تو هم همین طوری نسبت بهش  ..... خوب دیوووونه زودتری بشو زنش هر چی دیووونگی و دوست داشتن های از دست رفته اس رو برگردونین ......

وقتی کسی که دلتو برده و بعد بیاره دلتو پس بده انوقت نه از دلتنگی خبریه نه از بیقراری  !!!

این خودش یه نوع معجزه اس 

.... معجزه کن ای خوب ترین ،خوب من ......